نويسندگان

 

حجاب، حفاظت است. شما کفش هم که می پوشی، بالاخره پایت گیر می کند.

آدم پابرهنه برود راحت تر است. بله! راحت تر است اما تیغ در پایت می رود.

کفش یک "بار" است اما این بار را باید کشید. چون که هم بار است و هم حفاظت هست.

کفش بار است اما حفاظت است.

لباس بار است اما کرامت است.


محشر پر از هیاهو بود و زن در اضطراب. بی مقدمه فریاد کشید: خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی، خودت مرا آراستی و جلوه دادی، همین ها بود که دام زندگی ام شد...
حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس. تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.
دیگر حرفی برای گفتن نداشت...


[ دوشنبه 15 مهر 1392 ] [ 21:14 ] [ zohoor-mahdi ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

به وبلاگ سرلک خوش آمدید. اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي اي آنکه در حجابت درياي نور داري من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟ برعکس چشمهايم چشمي صبور داري از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟ در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید