نويسندگان

از بس که از فراق تو دل نوحه گر شده

 

روزم به شام غربت و غم تیره تر شده

 

آزرده گشت خاطرت از کرده های من

 

آقا ببخش نوکرتان دَردِسَر شده

 

تنها خودت برای ظهورت دعا کنی

 

وقتی دعای من ز گنه بی اثر شده

 

از شام هجر یار بسی توشه می برد

 

آنکس که اهل ذکر و دعای سحر شده

 

بودم مریض و روضه ی تو شد دوای من

 

حالم به لطفتان چقدر خوب تر شده

 

رفت از نظر محرّم و آقا نیامدی

 

حالا بیا که آخرِ ماه صفر شده

 

بعد از دو ماه گریه به غم های کربلا

 

حالا زمان ندبه به داغی دِگر شده

 

یَثرب برای فاطمه نقشه کشیده است

 

یَثرب چقدر بعدِ نبی خیره سر شده

 

باید که بعد از این به غم مادرت گریست

 

فصل شروع ماتم خیرُالبشر شده

 

از شعله های پشتِ در خانه ی علی است

 

گر آتشی به کرب و بلا شعله ور شده

 

آن روز اگر به صورت مادر نمی زدند

 

لطمه دگر به چهره ی دختر نمی زدند


[ سه‌شنبه 10 دی 1392 ] [ 10:18 ] [ zohoor-mahdi ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

به وبلاگ سرلک خوش آمدید. اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي اي آنکه در حجابت درياي نور داري من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟ برعکس چشمهايم چشمي صبور داري از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟ در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران